امتياز عليخان العرشي
30
ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )
2 - مؤلف در آغاز خطبهء 226 چنين گويد : « اين خطبه را در « ذى قار » ايراد فرمود ، در حالى كه به سوى بصره مى رفت . و « واقدى » آن را در كتاب « الجمل » ياد كرده است : « فصدع بما امر به ، و بلغ رسالات ربه ، فلم اللّه به الصدع ، و رتق به الفتق ، الف به الشمل بين ذوى الارحام بعد العداوة الواغرة فى الصدور ، و الضغائن القادحة فى القلوب » ( 1 ) ( ج 2 ، ص 253 ) . 3 - مؤلف نهج البلاغه از ( كتاب الجمل واقدى ، ص 75 ) نامهاى را كه امير المؤمنين در آغاز بيعت براى معاويه ارسال فرموده بود نقل كرده است : « اما بعد ، فقد علمت اعذارى فيكم ، و اعراضى عنكم ، حتى كان ما لا بد منه و لا دفع له . و الحديث طويل ، و الكلام كثير ، و قد ادبر ما ادبر ، و اقبل ما اقبل ، فبايع من قبلك و اقبل الى فى وفد من اصحابك » ( 2 ) ( ج 3 ، ص 149 ) . واقدى ، ابو عبد اللّه محمد بن عمر واقد اسلمى مدنى ( زنده در : 130 ه . ق ) متوفى در ذى الحجه سال ( 207 ه . ق 832 م ) ، ابن النديم در الفهرست : 144 گويد كه : « كتاب الجمل » از تأليفات وى است و شايد اثرى از آن باقى نمانده باشد اما نسخههايى از اين كتاب در زمان ابن النديم كه معاصر مؤلف « نهج البلاغة » بوده است ميان مردم وجود داشته است ( و شريف رضى دوبار از اين كتاب در نهج البلاغه
--> ( 1 ) به آنچه فرمان يافته بود ، آن را به صداى بلند اعلام فرمود و رسالات پروردگار خويش را ابلاغ كرد ، و خدا به وسيلهء او امور از هم گسيخته را سامان داد و كارهاى پراكنده را فراهم آورد و پس از دشمنى كه در دلها جاى گرفته بود و آتش كينهها كه در قلوب بر - افروخته بود ، به وجود مقدس او ميان خويشاوندان و صاحبان رحم را به يگانگى پيوست . ( 2 ) معاويه تو عذر و اعراض مرا از خود نيك مى دانى ، تا اين كه روى داد آنچه كه ناچار بايد روى دهد و گزيرى از آن نبود . داستان دراز است و سخن بسيار ، گذشته گذشت و آينده در پيش ، ( كوتاه سخن ) از جماعتى كه نزد تو هستند بيعت بگير و خود در گروهى از اصحابت به سوى من آى .